بازی!!!!!!!!!!!
راستی میگم خجالت زده نکنید انقد نظر میدی من متاسفانه کد امنیتی تو اینترنتم نمیاد چراشم نمیدونم

صدا پاشنهی چکمههاش را میشنیدم. میدوید صِدام میکرد. آنطرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین...
نشسته بودم رو نیمکتِ پارک، کلاغها را
میشمردم تا بیاید. سنگ میانداختم بهشان. میپریدند، دورتر مینشستند.
کمی بعد دوباره برمیگشتند، جلوم رژه میرفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت.
نیامد. نگران، کلافه، عصبی شدم. شاخهگلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت
میپژمرد.
طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغها.
ادامه ی داستان در ادامه

باز باران بی ترانه
با تمام بی کسی های شبانه
میخورد بر مرد تنها
میچکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاد
نمیدانم...نمیفهمم...
کجای قطره های بی کسی زیباست؟
نمیفهمم چرا مردم نمیفهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد
کجای ذلتش زیباست؟؟؟
نمیفهمم...
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟؟؟
نمیدانم...
نمیدانم چرا مردم نمیدانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
نمیفهمم کجای مرگ ما زیباست؟؟؟
یاد آرم روز باران را
یار آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
میدویدم زیر باران... از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان میداد
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود
نمیدانم کجای این لجن زیباست؟!!!
بشنو از من کودک من
پیش چشمم مرد فردا
" که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد... فقط جاریست برای عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد"
خدا هم خوب میداند
که این عدل زمینی عدل کم دارد...
سیلاااااااااااااااااااااااام بر همگی من دوبار اووووووووووومدم
میدونم میخواین سر به تنم نباشه
میدونم منم دوستتون دارم
دیـــــــــــــونــــــــــــم خودتونید
ای بابا زیاد ابراز محبت نکنید عزیزانم(به نظرتون یه ادم چقد میتونه واسه خودش نوشابه باز کنه؟)
این افکار من دوباره جفت پا پرید وسط انگار ادم بشو نیست که نیست ای خـــــــــــــــداااااااااااااااا
حالا ببخشید دوزتانم الان امتحانام شروع شده برام دعا کنید
ادامه یه داستان زیبا گذاشتم البته داستان کوتاهه هرکی نخونه سرش کلاه رفته حالا من گفتم که نگین نگفتم(خودت فهمیدی چی گفتی؟؟)
ای بابا باز این افکار من جفت پا اومد وسط ای بابا من هر وقت گفتم خاک انداز تو بیا وسط قر بده(خاک تو سرت با این جملت)شن لب ساحل بریزه تو سر خودت افکار جان
اها راستی دارم رمان مینویسم اینم ادرسش :
http://www.forum.98ia.com/t1132067.html
وب هم ساختم اینم ادرسش:
http://vil.blogfa.com/
حالا برید ادامه زیاد وقتتنو نگیرم
درمورد عروسیه من که خودم ترکیدم از بس خندیدم
نظر هم یادتون نره
بابا جان اینترنتم قطع بود عوضش برید ادامه داستان کوتاه بخونید
بازم معذرت

Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
X-NONE
(عاشق)
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم . دختر لبخندی زد و گفت ممنونم . تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد ... حال دختر خوب نبود ... نیاز فوری به قلب داشت ... از پسر خبری نبود ... دختر با خودش میگفت : میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی ... ولی این بود اون حرفات ... حتی برای دیدنم هم نیومدی ... شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم ... آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید ...
چشمانش را باز کرد . دکتر بالای سرش بود . به دکتر گفت چه
اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده . شما باید
استراحت کنید ... درضمن این نامه برای شماست . دختر نامه رو برداشت ولی اثری از
اسم روی پاکت دیده نمیشد . بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود : سلام عزیزم .
الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام . از دستم ناراحت نباش که بهت سر
نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم . پس نیومدم تا بتونم این
کارو انجام بدم ... امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه .

اینم پست جدید رمان ممنون از ابجی کیمیا که همشو میخونه و نظر هم میده
ببخشید دوستانم راستش
تو جو داستان بودم والان میخوام برم ددر په خالی بستم
برید ادامه رمانمون منتظرتونه نظر یادتون نره گلای خودمممممممممممممم

كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه!
ﯾﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﺷﯿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﯿﺪﺵ ﻣﺎﻟﻪ ﻓﺮﺩﺍﺱ!!
ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭﻣﺶ ﯾﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﻪ؟!
واقعا شانس آوردیم بیشتر بیماریها رو اون اوایل خارجی ها کشف کردند
.و اسم خودشونو گذاشتن روش وگرنه مثلا بجای پارکینسون
.باید میگفتیم مرض کامبیز یا تب اقدس یا درد حاج مرتضی وبرادران به غیر مجتبی
با رفیقم وایسادیم کنار اتوبان یه موتوری با صد تا سرعت از کنارمون رد شد .
من برگشتممممممممممممم:)
قبل از ازدواج:











2-بعد از ازدواج:همین متن رو از پایین به بالا بخوانید
عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟
پَــــ نَ پَــــ دکتری ! دعوتت کردیم سطح مجلس بره بالا
نظر یادتون نره
راستی یه رمان تو ادامه هست که تا تهشو بعدا ادامه داره بخونین خیلی قشنگه هرکی نخونه از زمان و زمین عقب افتاده.اسم رمانو نمیگم.


جدا از شوخی نویسنده ها ادامه موضوع جدّیه خیلی هم جدیه رمز همون رمز همیشگیه
تذکر:حرفمو به شوخی نگیرین
برید ادامه میپوکید از خنده





من که میرم جلو باهاش سلام و علیک میکنم
اگه ادم خوبی بود اگرم نه
که دوتا پا دارم یه ده بیستا دیگه
قرض میکنمو الفرار میزنم به چاک 
چون ادم مشخصی هم نیست که جفت پا برم تو صورتش
منتظر نظراتتون هستم دوستانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سلااااااااااااااااااااااااااااام من اومدم با ادامه ی رمانمون لطفا برای رمان هم نظر بدید خودم این قسمتو خیییییییییییییییییییییلی دوست دارم میخوام شماهم حتما بخونید خودم شخصا پکیدم انقده خندیدم این قسمت کل کل و دعوا زیاد داره

نظر هم فراموش نشه
میخوام ببینم بخاطر رمان چندتا نظر میدید



رمان در ادامه نظر فراموش نشه
ممنون

سیلام من اومدم با ادامه ی رمانمون 
برید ادامه
نظر یادتون نره 
تو این قسمت بهار بدجور حال ویکی رو میگیره پس حتما بخونید![]()

نویسنده ها سرییییییییییییییییییییییییییییییییییع
ببخشید میدونم یه پست گذاشتم ولی اینو باید میگفتم
اومدم با ادامه ی داستانمون 


بچه ها نظرات کم شده
برید ادامه داستان اگه گفتی من کیم 6 در ادامه 

رمان در ادامه نظر یادتون نره
سلاااااااااااااااااام
من اومدم با قسمت 4 داستانمون![]()
بچه ها شرمنده غزاله جون میگه روزی یه پست وگرنه بازم میذاشتم ولی به خدا نظرا کم شده .خداجووونم
به نظر شوماشخصیت من کدومه؟مال شما چی؟
همتونو دوستون دارم قربونم برید 
با کله برید ادامه نظر هم فراموش نشه
این قسمت خیلی جالبه
![]()
سلام بچه ها منو فراموش کردید که نظر نمیدید؟
عیب نداره اینم قسمت سوم رمان .اونایی که منو یادشونه نظر فراموش نشه.
سیلام سیلام من اومدم با رمان اگه گفتی من کیم قسمت دوم.
بچه ها نظرا کمه خیلی کمه نکنه خوشتون نیومد؟اگه نیومده بگید براتون یکی دیگه بذارم.
برید ادامه :
عکس تو ادامه هستش برید ببینید.
نظر یادتون نره راستی رمان گذاشتم برید بخونید خیییلی خنده داره اکشن هم هست


سیلام سیلام اومدم با رمان اگه گفتی من کیم
![]()

اینم خلاصه:بهار راد ۲۱ساله لیسانه معماری بر حسب عمل انجام شده
مجبور به ازدواج زوری(البته زوریه زوری هم نه) با نوه ی دوست پدر بزرگش می
شه اما چون پسره پول داره تصمیم کبری می گیره که اول خوب پسره(پرهام) بچاپه
و بعد...
موضوع:کمدی،عشقی،اکشن،یکمم تخیلی
(بزن بزنم زیاد داره)
با کلّه برید ادامه نظر یادتون نره![]()
.چی بذارم؟
۱: اجتماعی
۲: طنز
۳:عشقی
۴: گریه دار
۵: ترسناک
یه کدوم از این ۵ تارو بگید تا نظرسنجی انجام بشه.
ادامه چندتا از عکسا با خلاصه گذاشتم برو ببین بعد بیا نظر فراموش نشه
از کدوم بیشتر از همه بدت میاد؟؟؟؟؟من خودم 1خییییییلی -3-5-6
1.مار 3.ملخ 5.مارمولک
2.سوسک 4.عنکبوت 6.موش

حالا حس کن همون تو لباسته یا روی صورتت حستو بگو
من که همینطور جیغ بنفش میزنم و بالا پایین میپرم
یه خونه خالــــــی هم نداریم ...
*
ادامه و نظر یادتون نره![]()

بچه ها نظرات کم شده میخواید من مطلب نذارم؟![]()
برید ادامه![]()

جواب بدیییییییین

ادامه فراموش نشه
رمز همون رمز همیشگیه جدیده

دوستان عزیز میتونید 4سوال ازم بپرسید قول میدم جوابای راست بهتون بدم فقط سوالایی مثه محل زندگی و نام نباشه بقیه سوالارو آزادید

بقیه در ادامه

برو ادامه
بزرگترین ضد حال به دیگران اینه که
.
.
.
.
.
.
وقتی کسی خونه نیست صدای تلویزیون رو تا آخر زیاد کنیم و بعد
خاموشش کنیم و از خونه بزنیم بیرون تا نفر بعدی که میخواد
تلویزیون رو روشن کنه برق از سه فازش بپره امتحان کنین آی حال
میده ... آی حال میده ...
ادامه برید:
قصد دعوا ندارم فقط شوخیه
درمورد دخترا هم گاهی میذارم
فقط بخندید و نظر بدید
همه ادمیم زن و مرد نداره برای همین دعوا بی دعوا
باجنبه ها با کله برید ادامه
ادامه یادتون نره
. شما فرم رو پر کنین ما باهاتون تماس میگیریم
برین ادامه خوشگلا.راستی نظر یادتون نره
ادامه مطلب یادتون نره
خخخخخخخخخخخخ
برید ادامه مطلب جالبه