آرزوی آبجی کوچیکه
داداشـي
گـفت: زودي يـه آرزو كـن.
آبجـي كوچيكه چشـاشو بسـت و آرزو كرد..
داداشـي گفت: چـپ يا راسـت كوچولو؟
آبجـي كوچيكه گـفت: ررراسـت تاتاجي
جون!
داداشـي دست چـپ و راسـتشو
مرور كرد و گـفت: خـب اشكال نداره
دستشـو دراز كـرد و يـه مـژه ديگـه
از زير چشـم راسـت آجي برداشـت..
ديـدي؟؟؟ آرزوت مي خـواد برآورده شـه
،
حالا چـي آرزو كردي كوچولو؟
آجـي كوچولو گـفت: آرزو كردم ديـگه مـژه
هام نريـزه!
بعد سه تايي زدن زير خنده ..
آبجـي كوچيكه و داداشـي و پرسـتار بخش
شـيمي درمـاني..... .
همه ی نظرات (با حفظ شئونات انسانی) تایید میشن .