ی جمله
سلام میخوام ببینمت ولی حیف..
بلیت باغ وحش گرونه.
یه روز یه مورچه داشته با خودش یه دونه برنج می برده.
دوستش میگه از کجا اوردیش؟میگه:
(حمیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید)
|
انجیر رو به غضنفر نشون می دن می گن این چیه؟ میگه این آلو بوده چلوندن تو زعفرون خوابوندن بهش کنجد مالیدن تهش هم یه چوب چپوندن تازه شده گلابی... عاشق اون لحظه ام که استاد جک میگه و هیچ کسی نمی خنده. به جان خودم ****
این دخترایی که رژ لبشون تا بالای لبشون اومده همونایی هستن که تو بچگی تا نقاشی هاشون رو رنگ میکردن از خط میزدن بیرون !
****. |
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:34 توسط Aytak
|
همه ی نظرات (با حفظ شئونات انسانی) تایید میشن .