خسته ام (حدیث)
خسته
ام!!...
مثل خواب کودکی،میان هیاهوی دود و بوق....خسته ام!!...
مثل
لبخند پیرمرد دست
فروش....خسته
ام!!...
مثل خودم،... که در همین
سطر...
میان جنبش این همه فکر،..
دل به خوابی بسته ام....
که شاید تهش بیداری نباشد!!
سکوتی می کنم به بلندی فریاد ...
فریادی که فقط و فقط خدا آگاه
باشد
از راز دلم از این روزهای تنهایی و دوری و ...!
حسرت
،
که در این هجــــــــــوم تاریکی
صدای دل هم به جایی نمی رسد!

+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 20:3 توسط حدیث
|
همه ی نظرات (با حفظ شئونات انسانی) تایید میشن .