عشق؟
دلـتنگیهایـم را زیـر دوش حمّــام میبَـرم ..
بُـغـضـم را میـان شُـرشُـر آبِ داغ میتـرکـانـم ..
تا همـه فـکـر کننـد قرمـزیِ چشمـانـم از دم کـردنِ حمّـام است ...!

اگر قرار بود تو دنیا جای چیزی باشم
دوست داشتم جای اشک رو گونه هات باشم
توی چشات متولد بشم
رو پلکات جون بگیرم
رو گونه هات جاری بشم
رو لبات بمیرم
تا بدونی چقدر دوستت دارم . . .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ساعت 13:50 توسط darya
|
همه ی نظرات (با حفظ شئونات انسانی) تایید میشن .