ما که رفتیم...

به انتهای بودنم رسیده ام…
اما …
اشک نمی ریزم…
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند...
خب طبیعت من اینست! من یه مردم. . . . . . یه مرد .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18:47 توسط مهدی
|

به انتهای بودنم رسیده ام…
اما …
اشک نمی ریزم…
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند...
خب طبیعت من اینست! من یه مردم. . . . . . یه مرد .
همه ی نظرات (با حفظ شئونات انسانی) تایید میشن .