وقتی از دوسـت داشـتـن کسی مطمئن نيسـتی

" حق نداری"

دسـتـاشو بگيری که به دستات عادتش بـدی ...

وقتي کسی رو سهـم خودت نميـدونی

" حق نداری"

پيچ و تـاب بـدنش رو زير و رو کنی ...

وقتی مونـدنی نيسـتی

" حق نداری"

از آينـده های خوش باهاش حـرف بزنی و براش رويا بسازی...

وقـتی دلت به بودنش شک داره

" حق نداری"

" بهش بگی عشقـم..."

وقتی هميشه دنبال يه حـرفی، بـحثی، سنـدی ، بهانه ای که ترکش کنی

" حق نداری"

ادعای دوست داشتن کنی...

وقتی به اعتماد کسی تکیه گاه شدی ...

" حق نداری"

زمينش بزنی ...

اگه همه این کارها رو کردی فارغ از جنسیتت مـــــردی...

" عشق"

گرفتن دستیه که نه گیر دیروز باشه نه توی غصه ی فردا...

تمام تلاشش بخشیدن خوشی های امروز به تو باشه وساختن بهتر فردا...