بچه به وب جدید منو دوستامم برید البته تازه درس کردیماا

(http://injja-darhame.blogfa.com/)


خخخخخ واقعی:

 دیروز عمم و بچه هاش اومده بودن خونمون ولی شوهر عمم نبودش

نشسته بودیم که تلفن زنگ خورد دست من بند بود .بابام به دختر عمم اشاره کرد که دایی تلفن رو بردار ببین کیه .  اونم یکم حرف زد بعدش قطع کرد

بابام پرسید کی بود دایی؟

گفت یه آقای بود پرسید بابات هست گفتم نه قطع کرد!!!


بابام مونده بود چطور دختر عمم رو  توجیه ش کنه که وقتی زنگ زده رو تلفن خونه ما با بابای اون  کاری نداشته با اون  کار داشته


منم که فرش و گاز گرفتم تموم شد رفتم سراغ سرامیک کف


دختر عمه شیرین عقله ما داریم خخخخخ